تعجیل در فرجش صلوات

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائكه ، شما را مراقبت مي كنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. [امام خميني (ره)]


سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   دورانى خواهد رسيد كه قدرت قاهره ‏ى حق، همه ‏ى قله‏ هاى فساد و ظلم را از بين خواهد برد و چشم ‏انداز زندگى بشر را با نور عدالت منور خواهد كرد؛ معناى انتظار دوران امام زمان اين است. [مقام معظم رهبري]

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   راه خلاص از گرفتاري ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات براي فرج وليّ عصر (عج)؛ نه دعاي هميشگي و لقلق? زبان... بلکه دعاي با خلوص و صدق نيّت و همراه با توبه.[آيت الله العظمي محمدتقي بهجت]

سهم صهيونيسم در مديريت جريان بهاييت   از بس عمل به احکام دين اسلام نشده است، وقتي امام زمان(عج) تشريف مي آورند، ما فکر مي کنيم که دين جديد آورده اند. خير براي اين است که ما عمل به دين اسلام نکرده ايم[ آيت الله حق شناس]

آقا بیا ....

سربازی و  امام رضا

با سلام
 دوستان بازدید کننده شاید به علت خدمت مقدس سر بازی  کمتر بتوانم وبلاگم را بروز کنم از این بابت قبلا عذر خواهی  میکنم اما قول می دهم نایب الزیاره شما در حرم مطهر رضوی باشم  اینم بماند  اما خدایی خدمت در کنار حرم مطهر امام رضا جدای از سعادت  چه صفایی داره   هفته ای 4 تا 5 بار و کمتر و بیشتر تو حرم عشق و حال می کنی با خدای مولایت  به دوستان گفته بودم که در هیئت هفتگی دعا کنند که جای نزدیکی بیفتم   به لحاظ مشکلات خاصی که داشتم  اما    دعای دوستان در حق من به گونه ی دیگر مستجاب شد   من در نزدیکترین جای ممکن به خدایم  افتادم   خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت   خداااااااااااااااااااااااااا خدایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دلللللللللللللللللللللللللللللللللم واسه سه شنبه  شب ها تنگهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه امام رضاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم به خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا دوستان مطمئن باشید به یاد شما هستم  به یادم باشید  

نگرانی های امام زمان(عج) درباره شیعیان

حجاب و عفت: مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»
 
بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.» (۱)
رعایت حلال و حرام در زندگی یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. 

اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود ۳۷ روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد

” مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد “

قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. 

در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.» 

پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» 

پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»(۲)
بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج) مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»(۳)

ادامه نوشته

مهدي هميشه به ياد حسين

از آنجا که امام حسين(ع) با تمام وجود همه توانمنديها و سرمايه‏هاي خود را ايثار کرد تا اسلام را از خطر اساسي برهاند؛ آخرين حجت الهي نيز تصريح دارند که همواره به ياد ايثارگري و فداکاريهاي آن حضرت هستند و شب و روز با يادآوري مصيبتهايي که بر ايشان روا داشته شد خون گريه مي‏کنند.

در بخشي از زيارت «ناحيه مقدسه» در اين باره مي‏خوانيم:

...اگر روزگار وقت زندگي مرا از تو [اي حسين(ع)] به تأخير انداخت و ياري و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصيب من نشد، اينک من هر آينه صبح و شام به ياد مصيبتهاي تو ندبه مي‏کنم و به جاي اشک بر تو خون گريه مي‏کنم...

بدون ترديد اين قبيل از تعابير نهايت محبّت و دلبستگي حضرت مهدي(ع) رابه سيّد الشهداء (ع) نشان مي‏دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه (ع) از جمله از طريق عزاداري براي آن حضرت را مورد تأکيد قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنايت بني اميه به اسلام و انسانيت را افشا مي‏کند.

ادامه نوشته

تحقق اهداف عاشورا با قيام مهدي

امام حسين(ع) با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنّت پيامبر اکرم (ص) و از بين بردن بدعتهايي که در نتيجه حاکميت بني اميّه در دين ايجاد شده بود قيام کردند و در طول مسير مدينه تا کربلا ضمن اشاره به انگيزه قيام شان فرمودند:

من به منظور ايجاد اصلاح در امّت جدم رسول خدا (ص) قيام کرده‏ام مي‏خواهم امر به معروف و نهي از منکر کنم و به همان سيره و شيوه مرسوم جدّم پيامبراکرم(ص) و پدرم علي‏بن ‏ابي ‏طالب(ع) عمل مي‏کنم. [1] .

آن حضرت در نامه‏اي به بزرگان قبايل بصره تصريح مي‏کنند:

من شما را به کتاب خدا و سنّت پيامبرش دعوت مي‏کنم. در شرايطي که اکنون ما زندگي مي‏کنيم سنت رسول خدا(ص) از بين رفته و به جاي آن بدعت و احکام و ارزشهاي غير اسلامي نشسته است مرا بپذيريد و به ياري من برخيزيد. شما را به راه ارشاد و رستگاري هدايت خواهم کرد. [2] .

از مجموعه اين گونه ازسخنان امام حسين (ع) اهداف والاي نهضت عاشورا به‏خوبي روشن مي‏شود که احياي قرآن، احياي سنت نبوي و سيره علوي، از بين بردن کج‏رويها، حاکم ساختن حق، حاکميّت بخشيدن به حق‏پرستان، از بين بردن سلطه استبدادي حکومت ستمگران، تأمين قسط و عدل در عرصه‏هاي اجتماعي و اقتصادي و... از جمله آنهاست.

از طرف ديگر وقتي اهداف قيام منجي عالم بشريت و ويژگيهاي حکومت جهاني آن حضرت را مورد بررسي قرار مي‏دهيم همين اهداف و انگيزه‏ها حتي با تعابير مشابه با تعابير به‏کار رفته در مورد نهضت حسيني قابل مشاهده است.

ادامه نوشته

بهائيت، استمرار انحراف

بهائيت، فرقه‌اي منشعب از آيين بابيه است. بنيان‌گذار آيين بهايي، ميرزا حسين‌علي نوري، معروف به بهاء الله است. اين آيين نيز نام خود را از همين لقب برگرفته است. وي در سال 1233ق در تهران به دنيا آمد و مانند برادرانش آموزش‌هاي مقدماتي ادب فارسي و عربي را زير نظر پدر و معلمان و مربيان گذراند. در زمان ادعاي بابيت سيد علي محمد شيرازي، در جمادي الاولي 1260، او جواني 28 ساله و ساكن تهران بود كه در پي تبليغ نخستين پيرو باب، ملاحسين بشرويه‌اي معروف به "باب الباب" در شمار نخستين گروندگان به باب در آمد. از آن پس، همراه برادرش، ميرزا يحيي صبح ازل يكي از فعّال‌ترين افراد بابي شد و به ترويج بابي‌گري ـ به‌ويژه در نور و مازندران‌ـ پرداخت.

 

پيدايش‌ فرقة‌ «بهائيه»

در دوران جانشيني صبح ازل، حسين‌علي مسؤول تمام امور بابي بود. رقابت‌ دو برادر بر سر رهبري «بابيان» كم‌ كم‌ به‌ اوج‌ خود رسيد‌ تا جايي‌ كه‌ طرفين‌ يك‌ديگر را به‌ مرگ‌ تهديد كردند؛ بنابراين در سال‌ 1285 ق به‌ دستور دولت عثماني، يحيي‌ صبح‌ ازل‌ به‌ قبرس، و حسين‌ علي‌ بهاء به‌ عكّا در سرزمين‌ فلسطين‌ تبعيد شدند. در راه فلسطين، ميرزا حسين‌علي ادعاي من يظهره اللّهي کرد. در همين‌ ايام‌ بود كه‌ براي‌ تشخيص‌ طرفداران‌ آن‌ دو، اطرافيان‌ صبح‌ ازل‌ به‌ فرقه‌ «ازليه» و پيروان‌ ميرزا حسين‌علي‌ بهاء، فرقه‌ «بهائي» ناميده‌ شدند.

اما با مرگ يحيي صبح ازل، ازليه و به تبع آن، بابيان براي‌ ابد فراموش‌ شدند.

 

سرانجام‌ دعوت‌ ميرزا بهاء

وقتي‌ ميرزا حسين‌علي‌ احساس‌ كرد دعوت‌ او مؤ‌ثّر افتاد و عدّه‌اي‌ گرد او حلقه‌ زدند، نوع‌ دعوتش‌ را در مراحل‌ گوناگون زماني‌ تغيير داد. وي‌ پس‌ از ادعاي «من‌ يظهره‌ الله» ادّعاي رسالت‌ و شارعيت‌ و سپس ادعاي حلول‌ روح خدا در او به نحو تجسد و تجسّم‌ كرد. او با عبارت «انا الهيكل‌ الاعلي» از اين مطلب ياد مي‌کرد.

لازم‌ ذكر است‌ كه‌ بهاء در بغداد و اسلامبول‌ و ادرنه‌ و نيز در عكا همواره‌ با تقيّه‌ و تظاهر به‌ اسلام‌ زندگي‌ مي‌كرد، تا خشم‌ حكومت‌ عثيماني‌ را بر ضد خود بر نينگيزد. وي‌ در نماز جمعه عكّا شركت‌ مي‌جست‌ و در ماه‌ رمضان‌، به‌ روزه‌داري‌ تظاهر مي‌كرد؛ با اين‌ حال، رابطة سرّي‌ خود را با «بابيّان» ايران‌ كه‌ بعدها «بهائي» نام‌ گرفتند، قطع‌ كرده و همواره‌ مكتوبات‌ و وحي‌هاي‌ ادّعايي، يا تجلّيات‌ «خدا منشآنة»‌ خود را براي‌ آنان‌ مي‌فرستاد يا باز مي‌گفت.

وي‌ سرانجام‌ در سال‌ 1892م (حدود 1309ق) پس از سال‌ها سكونت‌ در عكّا درگذشت‌ و آن‌جا به‌ خاك‌ سپرده‌ شد.

ميرزا حسين‌علي، آثار متعددي نگاشت كه مهم‌ترين آن‌ها عبارت است از: ايقان در اثبات قائميت سيد علي‌محمد باب كه آن را در آخرين سال‌هاي اقامت بغداد، در پاسخ پرسش‌هاي دايي سيد علي‌محمد باب و جذب او به مسلك بابي، نگاشت. اقدس كه كتاب احكام بهائيان است و آن را در 1290ق يا اندكي پس از آن ـ زماني كه در عكا تحت نظر بود ـ تأليف كرد.(1)

پس از ميرزا حسين‌علي، فرزندش عبدالبهاء رهبر بهائيان شد و نظام جديدي را در تفکرات بهائيت پديد آورد. وي در سفرهاي خود، تعاليم باب و بهاء را با آنچه در قرن نوزدهم در غرب، خصوصاً تحت عناوين روشنگري و مدرنيسم و اومانيسم متداول بود، آشتي داد. او تعاليم دوازدهگانة بهائيت را با الهام از همين آموزه‌ها تدوين و عرضه کرد که عبارتند از: ترک تقليد، تطابق دين با علم و عقل، وحدت اساس اديان، بيت العدل، وحدت عالم انساني، ترک تعصبات، الفت و محبت ميان افراد بشر، تعديل معيشت عمومي، تساوي حقوق زنان و مردان، تعليم و تربيت اجباري، صلح عمومي و تحريم جنگ و وحدت خط و زبان.(2)

تعاليم دوازدهگانة يادشده، در ظاهر بسيار جذّاب و زيبا است و از طرفي شعارهاي تبليغاتي مؤثري در جذب افراد بهائي به اين آيين است؛ اما با عملکرد رهبران و پيروان آن در گذشته و حال ـ به ويژه برنامه‌هاي اعمال شده از سوي «بيت العدل اعظم» بهاييان‌ـ مغايرت بسيار دارد.

پس از مرگ عبد البهاء، نوة دختري او شوقي افندي رهبر بهائيان شد. پس از وي، هدايت بهائيان به شورايي با عنوان بيت العدل واگذار شد که تا کنون در فلسطين اشغالي به هدايت بهائيان مي‌پردازد.

 

آيين‌ها و باورهاي بهائيان

نوشته‌هاي سيّد علي‌محمد باب، ميرزا حسين علي بهاءالله و عبد‌البهاء، تا حدي نيز شوقي افندي رباني، از کتب مقدس بهائيان است و در مجالس ايشان قرائت مي‌شود؛ امّا كتب باب به طور عموم در دسترس بهائيان قرار نمي‌گيرد و دو کتاب اقدس و ايقان ميرزا حسين‌علي نوري نزد آنان از اهميّت ويژه‌اي برخودار است. برخي مناسک و احکام که بهاء الله و جانشينانش واجب کرده‌اند عبارتند از:

• 1. قداست عدد نوزده: تقويم شمسي بهائي، از نوروز آغاز شده به نوزده ماه و هر ماه به نوزده روز، تقسيم مي‌شود. چهار روز (در سال‌هاي كبيسه، پنج روز) باقيمانده كه به ايام «هاء» موسوم است، براي شكرگزاري و جشن تعيين شده است. بهائيان به نماز روزانه، روزه به مدت نوزده روز از طلوع تا غروب آفتاب آخرين ماه سال موظف مي‌باشند.

• 2. حد دزدي و زنا: بهاء الله مجازات دزد را در نخستين بار، تبعيد و در بار دوم، حبس و در مرتبة سوم، گذاشتن علامت در پيشاني او قرار داده و براي تکرار دزدي پس از آن، حکمي قرار نداده است. وي همچنين مجازات زنا را پرداخت نه مثقال و در صورت تکرار، هجده مثقال طلا براي ديه به «بيت العدل» مي‌داند.(3)

• 3. محارم: در آيين بهاء، تعداد محارم جنسي بسيار محدودند و فقط حرمت ازدواج با زن پدر اعلام شده است. در اين آيين، ازدواج با بيش از دو زن جايز نيست و ازدواج موقت، در اين آيين حرام است.(4)

• 4. نهي از دخالت در سياست: در آيين بهائي، بهائيان به شدّت از دخالت در سياست نهي شده‌اند.

• 5. قبله: در آيين بهائي، قبله، جايگاهي است که باب در آن دفن شده است.(5)

افزون بر احکام ياد شده، بسياري از احکام آن‌ها با بديهي‌ترين احکام اسلام مخالف است.

آيين بهائي از ابتداي پيدايي، ميان مسلمانان يك انحراف اعتقادي (فرقة ضاله) شناخته شد. ادعاي قائميت توسط سيد علي‌محمد باب ـ با توجه به احاديث قطعي پذيرفته نبود. ويژگي هاي «مهدي» در احاديث اسلامي به گونه‌اي تبيين شده كه راه هرگونه ادعاي بيجا را بسته است. مخالفت عالمان با سيد علي‌محمد باب به سبب همين ادعا و ادعاي بابيت او بود. مشكل بهائيت از اين حيث مضاعف است. ميرزا حسين‌علي علاوه بر پذيرش قبول قائميت سيدعلي‌محمد باب و اين كه او دين جديدي آورده است، خود را «من يظهره الله» ناميد و ادعاي شريعت مستقل را مطرح كرد. همة مسلمانان خاتميت پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) را مسلّم مي‌دانند و بالطبع، هر ادعايي كه با اين اعتقاد سازگار نباشد و هر فرقه‌اي كه اين اصل را نپذيرد، از نظر مسلمانان، از اسلام جدا شده است.

بررسي‌هاي تاريخي نشان مي‌دهد عالمان و گروه‌هاي فراواني برابر اين انحراف‌ها ايستادگي کردند؛ يکي از اين گروه‌ها، انجمن حجتيّه(6) است.

 

انجمن حجتيه، يکي از گروه‌هاي مبارز با بهائيت

سابقة شکل‌گيري اين گروه، به جريان‌هايي بر مي‌گردد که در دهة 1320ش تا اواسط دهة سي در جامعة ايران به وقوع پيوست. در اين مقطع، دو خطر عمده در حوزة دين پديد آمد:

نخست: حزب توده که مرام مارکسيسم را ميان جوانان نشر مي‌داد و متدينان، ملي‌ها و رژيم پهلوي همه با آن در گير بودند.

دوم: خطر بهائيت بود كه فقط، متدينان بر آن حساسيت داشته و پس از شهريور 1320ش متوجه نفوذ آن در دستگاه اداري پهلوي شده، به مبارزه با آن پرداختند. طبعاً از نگاه متدينان، خطر بهائيان نه فقط کمتر از حزب توده نبود، بلکه پس از سرکوبي حزب توده در سال‌هاي 1332ـ 1336ش خطر بهائيت جدّي‌تر هم شده است؛(7) از اين رو، عالمان و مراجع تقليد به مبارزاتي جدّي در مقابل اين انحراف پرداختند.

انجمن حجّتيه مهدويّه، در سال 1332ش با تلاش شيخ محمود ذاكرزاده تولايي، معروف به شيخ محمود حلبي (1279 ـ 1376ش) با همكاري جمع زيادي از متدينان که در جايگاه هيأت مديره، امور انجمن را اداره مي‌کردند، فعاليت خود را آغاز و تا آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، به فعاليت فرهنگي بر ضد اين فرقه اشتغال داشت. اين گروه، از هر سو تلاش مي‌کرد افزون بر جمع‌آوري اطلاعات، به تربيت نيرو براي مقابله با بهائيان و تبليغات آنان بپردازد.

از آن‌جا که کار عمدة آقاي حلبي پس از شهريور 1320ش، کارهاي تبليغي در قالب منبر بود و در اين کار، مهارت و شهرت خاصي به دست آورده بود، همراه جمعي از فعالان مذهبي مشهد و نيز انجمن‌ها و هيأت‌هاي مذهبي، به طور منظم با بهائيان درگير شدند.(8)

 

مؤسس اين انجمن همواره تأکيد مي‌کرد:

امروز، امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از كسي جز اين خدمت را نمي‌پذيرد و چيزي جز اين انتظار ندارد. به خدا قسم! امروز تكليف شرعي و ديني همه ما آن است كه با بهائيت مبارزه كنيم.(9)

به نظر مي‌رسد انجمن، به جز کارهاي تبليغي، به نقد جدّي عقايد بهايي هم مي‌پرداخت؛ گر چه اين مسأله ممکن بود در قالب کمک به ديگر نويسندگان باشد که نمونه آن، آقاي محمد باقر نجفي در کتاب بهائيان است که از آقاي حلبي به دليل در اختيار نهادن برخي اسناد تشکر کرده است. همين‌طور خود آقاي حلبي هم گويا به نقد كتاب ايقان مشغول بوده است. مرحوم محيط طباطبايي در مقاله‌اي گفته است:

آقاي حاجي شيخ محمود حلبي... 154 غلط ادبي از متن ايقان بيرون آورده و در کتاب پژوهش جامع درباره ايقان تأليف خود، به تفصيل ياد کرده است.(10)

يادآوري اين نكته لازم است که طبعاً در اين سال‌ها مبارزه با بهائيت، در انجمن حجّتيه منحصر نبود و اطلاعيه‌هايي که گاه از سوي مراجع انتشار مي‌يافت، خطر نفوذ اقتصادي بهائيان را متذكر مي‌شد و با آن به مبارزه مي‌پرداخت.

 

پي نوشت ها:

1. مقاله: از بابي‌گري تا بهايي‌گري، عزالدين رضا نژاد، فصلنامه انتظار، مرکز تخصصي مهدويّت، ش10.

2. افندي، عباس، رسالة ديانت جهاني بهائي، ص20.

3. اقدس، ص 117 و 119.

4. همان.

5. همان.

6. در اين درس، فقط به رويارويي اين گروه، با فرقة گمراه بهايي اشاره شده و بررسي ديدگاه‌هاي اين انجمن، به کتاب‌هاي مفصل ارجاع مي‌شود.

7. جعفريان، رسول، جريان‌ها و سازمان‌هاي مذهبي سياسي ايران، ص368.

8. همان.

9. نشريه چشم انداز ايران، سال اول، ش 2.

10. مجله گوهر، س6، س61 (فروردين 1357ش).

 

منبع:درسنامه2-ص193تاص198

دل نوشته ای به امام زمان علیه السلام ..

ا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست .. سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران  .. می‌خواهم از جور زمانه بگویم ، می‌خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده‌ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره‌ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته‌ام.

آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:

مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم. از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.

خسته‌ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می‌دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره‌اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.

چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می‌آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می‌دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می‌ترسم. می‌ترسم بیائی و من خواب باشم. می‌ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم…

حس می‌کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی‌شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.

ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می‌کنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟

روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه‌ی زخمی‌ام را مرهمی باشم. می‌دانی چه آمد؟

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور….

نه؛ غم می‌خورم؛ غم می‌خورم بخاطر روزهایی که نبوده‌ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم می‌خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده‌ام و با گناه شب شده‌اند. همان روزهایی که در تقویم خاطره‌ها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده‌ام.

بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی می‌آید؟ کی می‌شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»

با تمام جهل و مستی تصمیم گرفته‌ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن مانده‌ام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت می‌کشم.

دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی‌اش ایمان می‌آورد….

پيراهن يوسف و ابراهيم كجاست؟  

مرحوم شيخ صدوق، راوندي و بعضي ديگر از بزرگان به نقل از مفضّل بن عمرو حكايت كند:

روزي در خدمت حضرت صادق آل محمّد صلوات اللَّه عليهم اجمعين نشسته بودم، آن حضرت فرمود: آيا مي داني پيراهن حضرت يوسف ( عليه السلام ) چه بود و كجاست؟

عرض كردم: خير، نمي دانم؛ شما بفرمائيد تا فرا بگيرم.

امام ( عليه السلام ) فرمود: چون حضرت ابراهيم ( عليه السلام ) را خواستند داخل آتش بيندازند، جبرئيل امين ( عليه السلام ) پيراهني از لباس هاي بهشتي برايش آورد وبر او پوشانيد و آتش در مقابلش سرد و بي أثر شد.

و در آخرين روز حياتش آن را تحويل حضرت اسحاق ( عليه السلام ) داد و او نيز پيراهن را بر حضرت يعقوب ( عليه السلام ) پوشانيد كه اندازه قامت او بود.

و هنگامي كه حضرت يوسف ( عليه السلام ) به دنيا آمد، پدرش آن پيراهن را بر يوسف پوشانيد، تا آن جائي كه همان پيراهن را توسّط برادرانش براي پدر خود - كه نابينا گشته بود - فرستاد و او بينا گرديد و اين همان پيراهن بهشتي بود.

عرض كردم: اكنون آن پيراهن كجاست و چه خواهد شد؟

فرمود: الآن نزد اهلش مي باشد و در نهايت، تقديم قائم آل محمّد صلوات اللَّه عليه خواهد شد.

و هنگامي كه آن حضرت ظهور نمايد، آن پيراهن را بر تن مبارك خود مي نمايد و تمام مؤمنين در شرق و غرب دنيا، هر كجا كه باشند بوي خوش آن را استشمام خواهند كرد.

و او - يعني؛ امام زمان عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف - در تمام امور وارث تمامي پيغمبران الهي مي باشد.

( - إكمال الدّين: ص 327، ح 7، الخرايج والجرايح: ج 2، ص 691، ح 6، با تفاوتي مختصر. )

درچه سوره ای از قرآن مجیدمسئله ولایت ورهبری امده است؟

گاهى گمان مى‏شود تنها مدرك اسلامى بودن یك مسأله، این است كه: در قرآن كریم مطرح شود و چگونگى طرح آن كاملًا شفاف، روشن و بى نیاز از ژرف‏نگرى و تأملات اجتهادى باشد. در حالى كه: 
یكم. عقل و سنت نیز هر یك منبع و مدرك معتبرى در اسلام است و آموزه‏هاى اسلامى را مى‏توان و بلكه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت. 
ادامه نوشته

آغاز چهارومین سالروز تاسیس وبلاگ منتظران صبح ظهور گرامی باد

آغاز سال 1391را به تمام ایرانیان و دوستداران نوروز تبریک می گویم   ان شا الله دعای ما در لحظه تحویل سال فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه  ، شفای مریضای اسلام  و پیروزی مسلمانان یمن و بحرین و عربستان  باشد 


چه کسانی از شنیدن ظهور امام زمان غمگین می شوند.

سلمان فارسي (رضوان الله تعالی علیه)، همين كه شنيد پيامبر ظهور كرده، بسيار خوشحال شد. فرمود: «اين همان آقايي است كه دنبالش هستيم، بايد برويم و او را از نزديك ملاقات كنيم». برخي هم از بعثت پيامبر ناراحت شدند، زيرا منافع‌شان به خطر افتاد.

تکلیف خود را خود مشخص می کنیم!

اگرچه به ظاهر از پيامبر دور هستيم، ولي با عمل به توصيه‌هاي آن حضرت، در جوار او قرار خواهيم گرفت. اويس قرني پيامبر را نديده بود. پيامبر (صلوات الله علیه و آله) هم به ظاهر او را نديده بود؛ ولي اين امر چيزي از عظمت مقام اويس كم نكرد. او از بهترين ياران پيامبر و شيفته اميرالمؤمنين (علیه السلام) بود.

وقتي پيامبر (صلّی الله علیه و آله) به رسالت مبعوث شدند، منتظران واقعي ايشان بسيار شادمان شدند. سلمان فارسي (رضوان الله تعالی علیه)، همين كه شنيد پيامبر ظهور كرده، بسيار خوشحال شد. فرمود: «اين همان آقايي است كه دنبالش هستيم، بايد برويم و او را از نزديك ملاقات كنيم». برخي هم از بعثت پيامبر ناراحت شدند، زيرا منافع‌شان به خطر افتاد و به قولي،‌ دكّان‌شان تخته شد. با ظهور امام عصر (ارواحنافداه) نيز بسياري خشنود مي‌شوند و در مقابل ايشان گروهي نيز اندوهگين خواهند شد.

ما بايد هم اكنون تكليف خود را روشن كنيم. ان‌شاءالله بايد سعي كنيم در گروهي قرار بگيريم كه از آمدن حضرت خوشحال مي‌شوند، كساني كه به دنبال حضرت مي‌دوند، كساني كه با ديدن حضرت خواهند گفت كه او همان است كه ما درباره‌اش مي‌گفتيم:

          «بِنَفْسِي اَنّتَ مِنْ مغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا، بِنَفْسِي اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا»

و این میسر نمی شود مگر با عمل به توصیه ها و فرامین قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) که خداوند متعال فرمودند: «كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ؛ هر كسى در گرو دستاورد خويش است.» و «كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هر كسى در گرو عمل خويش است.»

حجت السلام والمسلمین دکتر مرتضی آقا تهرانی

ولايت خدا را مي‌پذيريم يا بنده شيطان مي‌شويم؟

آيا امام زمان (ارواحنافداه) اين جمله را به برخي از ما نمي‌گويد كه روزها، هفته‌ها، ماه ها و سال ها عمرمان را به گناه و غفلت مي‌گذرانيم ولي محرّم ها مي‌آييم و در مجلس عزاي امام حسين (علیه السلام) گريه مي‌كنيم 


انسان بايد تكليف خويش را يك جا و به درستي مشخّص كند. ما هميشه فرصت انتخاب نداريم. در يك لحظه بايد تصميم گيري كنيم. بعد از واقعه، ديگر نمي‌توانيم تصميم بگيريم و البته اين تصميم ما به اعمال گذشته مان بستگي دارد.

           «الأُمُورَ مَرْهُونَـﺔٌ بِأَوْقاتِها»؛1

           كارها در گرو وقت آن است.

در کربلا صبح كه شد عمر سعد به ابن زياد گفت: مرا به ولايت ري راهي كن و ديگري را به كربلا بفرست! ابن زياد كه در حيله گري استاد بود و به ترديد عمر سعد پي برده بود، پاسخ داد: تو لذّت ملك ري را ببري و ديگري به جهنّم برود؟! اگر نمي‌روي، شمر را مي‌فرستم.2

به راستي گناه چقدر در مذاق گناهكار، شيرين است كه شيطان به بهاي آن، دين انسان را مي‌گيرد؟ وقتي كاروان اسيران با آن وضع رقّت بار وارد كوفه شدند، زنان و مردان ندبه كردند و گريستند. آن گاه حضرت زينب : فرمودند:

              «إنَّ هؤُلاءِ يبْكُونَ علَيْنا فَمَنْ قَتَلَنا غَيْرُهُمْ؟»

              اين ها بر ما گريه مي‌كنند! پس چه كسي غير از آن ها ما را كشت؟

آيا امام زمان (ارواحنافداه) اين جمله را به برخي از ما نمي‌گويد كه روزها، هفته‌ها، ماه ها و سال ها عمرمان را به گناه و غفلت مي‌گذرانيم ولي محرّم ها مي‌آييم و در مجلس عزاي امام حسين (علیه السلام) گريه مي‌كنيم . بر ماست كه بت نفس را بشكنيم و غيرت ديني خود را زنده كنيم.

تدبير الهي را بر انسان ها و ساير موجودات «توحيد ربوبي» گويند؛ اما ولايت زماني است كه خداوند بر موجود ذي شعور عنايت داشته و سرپرستي او را عهده دار شود. در قرآن چنين مباحثي به طور جدّي مطرح شده است. آن چه براي مردم سنگين است، پذيرش رسالت و نبوّت نيست. در روايات، صبر و صلوه در آيه شريفه «وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوهِ»؛3 به رسالت و اقامه ي ولايت معنا شده‌اند. «وَ إنَّها لَكَبيرَﺓٌ إِلّا عَلَي الْخاشِعينَ»4 يعني اقامه ي ولايت جز براي اهل خشوع، مشكل است. آنان كه اهل خشوع نيستند، رسالت را مي‌پذيرند، امّا به ولايت تن نمي‌دهند، با اين گمان كه هيچ كس بر آن ها ولايت ندارد، حال آن كه با فرار از ولايت حق، زير پرچم و سرپرستي شيطان، كفّار، منافقين و نفس قرار گرفته‌اند.

آن كه گريزد ز خرابات شاه                 بار كش غول بيابان شود

بايد بسيار مراقب باشيم كه چه كسي را به ولايت و سرپرستي خود انتخاب مي‌كنيم. آيا ولايت خدا را مي‌پذيريم يا بنده شيطان مي‌شويم؟

--------------

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 74، ص 165.

2. مقتل الحسين 4 ، ص 94.

3. بقره (2)، آيه 45.

4. همان.



منبع : حدیث دل سپردن، چاپ پنجم، ص 136، آقاتهرانی


درد دل آقا با ما


    

قران و مهدویت

در قرآن كريم اين مطلب به صورت يك نويد كلى در كمال صراحت هست،يعنى هر كسى كه قرآن كريم را مطالعه كند مى‏بيند قرآن كريم آن نتيجه را كه بر وجود مقدس حضرت حجت مترتب مى‏شود، در آيات زيادى به عنوان يك امرى كه به طور قطع در آينده صورت خواهد گرفت ذكر مى‏كند.از آن جمله است اين آيه:

ادامه نوشته

توفیق سربازی امام عصر در هیئت ها...

تا به حال فکر کرده‌ای چرا شیعیان، سابقه‌ای هزار ساله برای عزاداری سیدالشهداء دارند و هم‌چنان هم بر این عزاداری‌های سنتی تکیه می‌کنند؟هیئت یعنی یک سازمان! تعجب نکنید؛

هیئت یک سازمان مذهبی است. در یک سازمان، همه سمت‌ها و وظیفه‌ها مشخص است؛ یک نفر رئیس است. یک یا چند نفر در قسمت آبدارخانه کار می‌کنند؛ نگهبانی دارد و ... هیئت نیز یک مدیر دارد؛ یک نفر مسئول تدارکات و پشتیبانی است و به اصطلاح هیچکس را بی‌چایی نمی‌گذارد! یک نفر مسئول کفش‌هاست و به تازه‌واردین خوشامد می‌گوید؛ مداح و میاندار دارند و در نهایت، کلی عزادار؛ که زنجیر و سینه می‌زنند و گوش به فرمان نوحه‌خوان و روحانی خود هستند.حالا به نظر شما این‌ها فقط به خاطر این است که به خاطر یک واقعه ثابت اشک بریزیم و به سر و روی خودمان بزنیم؟ این همه تشکیلات، فقط برای همین؟ خوب این که نیاز به سازمان ندارد و هر کس در خانه‌اش می‌تواند یک کتاب لهوف بردارد و بخواند و ضجه بزند و عزاداری کند!تا به حال دقت کرده‌اید چرا دشمن، سعی دارد بیشترین انحرافات را وارد هیئت‌ها کند؟ چرا بعضی از عزاداری‌ها اینقدر خوفناک و وحشت‌انگیز است؟ چرا بعضی از مداحی‌ها بیشتر شبیه آهنگ رقص است؟ چرا بعضی اشعار مرثیه‌ها این قدر سخیف است؟ چرا...؟خوب اگر در هیئت فقط قرار است گریه کنیم و به یاد کشته شدن پسر فاطمه زهراعلیها السلام، بر سر و روی خود بزنیم، این کارها برای چیست؟ این همه هزینه برای به ابتذال کشاندن آن، چه معنی دارد؟به جاهای خوبی داریم می‌رسیم! هیئت یعنی تمرین سازمان‌دهی برای یک کار بزرگ! یعنی من که به هیئت می‌روم، می‌دانم الان هم جنگ ادامه دارد و تا زمانی که عدل جهانی برپا شود، این جنگ ادامه خواهد داشت. پس سعی می‌کنم نقش خودم را در این سازمان کوچک بشناسم؛ بصیرتم را با سخنرانی حاج آقای منبری بالا ببرم و هیجان و احساس دینی‌ام را با عزاداری تقویت کنم تا سلول سلول بدنم برای کار مهمی که به‌خاطر آن به هیئت می‌روم، آماده باشد ظهور حضرت حجتعجل الله تعالی فرجه الشریف.اگر آقا بیاید و ما توجیه نباشیم که او کیست و قرار است چه کار کند، طبیعی است که نمی‌توانیم یاوری‌اش را بکنیم و حداقل این است که یاوری، جاهل و خرابکار و حتی از دشمن دانا، خطرناک‌تر خواهیم بود!

اگر آقا بیاید و ما وظیفه خود را ندانیم، به جای سربازی در صفوف منظم، عاملی خواهیم بود برای هرج و مرج بیشتر.

اگر آقا بیاید و گوش به فرمان بودن را یاد نگرفته باشیم، آقا هر چه بگوید، برایش دلیل می‌خواهیم و تا او بخواهد دلایل را برایمان روشن کند، کار از کار گذشته و... .

خوب ما باید این سربازی را کجا تمرین کنیم؟ در هیئت! حالا می‌فهمیم چرا هیئت‌ها نوک پیکان حمله به دشمن است.

هیئتی که در آن بویی از سربازی و انتظار نباشد، هیئت نیست. خودمان را گول نزنیم؛ مقاومت و ایستادگی سخت است؛ ولی افتخاری جاودان از خود باقی می‌گذارد.

از این به بعد هر گاه خواستی به هیئت بروی، نقش سازمانی خودت را در زمان ظهور، مد نظر بگیر و با «ذکر یا مهدی» وارد مجلس روضه سیدالشهداعلیه السلامشو.


حقوق امام زمان (ع ) بر شيعيان

حق امام زمان ( عليه السلام ) بر همه بندگان خدا و به ويژه بر شيعيان، حق حيات است. حق هدايت است. حقي نيست كه بتوان آن را با معياري سنجيد و ارزش گذاري كرد. حقي نيست كه بتوان آن را با دنيا و هر چه در آن است مقايسه كرد.

با اين همه در برخي توقيعات مباركه و دعاها و زيارات شريفه، سخن از حقوق امام زمان ( عليه السلام ) به ميان آمده است.

اين حقوق بدون ترديد، رعايت حق امامت او، شناخت و مواظبت بر اطاعت او، نرنجانيدن قلب مبارك او، پاسداري از آرمان هاي او، مجاهدت در راه دفاع از او، و جان نثاري در راه تحقق خواسته هاي او است.

در راستاي اداي حقوق امام زمان ( عليه السلام ) بايد در راه دفاع از ارزش هاي ولايت از مال و امكانات و توانايي ها مايه گذاشت؛ و بالاتر از آن در راه مبارزه با شيطان و خواسته هاي نفساني، از لذتها، از خوشيها و از آرزوها صرف نظر كرد؛ و در مقابل وسوسه هاي مستمر شيطان و جاذبه هاي پيوسته گناه و فريبندگي نيرومند گناه، مقاومتي سخت و طولاني داشت.

«وَ اَعِنَّا عَلي تَأْدِيَةِ حُقُوقِهِ اِلَيْه؛ خداوندا! ما را در اداي حقوق او ياري فرما».

( - دعاي ندبه. ) 

با چنين ديدگاهي، اگر سخن از پرداخت حقوق شرعيه امام زمان ( عليه السلام ) و برخي وجوهات مادّي نيز به ميان مي آيد، بايد آن را در همين راستا بررسي كرد؛ چنانكه خود آن بزرگوار در توقيعي فرمود:

«اِنَّهُ مَنْ اِتَّقي رَبَّهُ ... وَ اَخْرَجَ مِمَّا عَلَيْهِ اِلي مُسْتَحِقيهِ كانَ آمِناً فِي الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ؛ همانا هر كس تقواي پروردگارش را پيشه كند و از آنچه كه به عنوان ( - بحارالانوار / ج 53 / ص 76 / ح 8 / نامه امام زمان ( عليه السلام ) به شيخ مفيد. ) 

حقوق شرعيه - خمس و زكات - بر عهده دارد به مستحقانش بپردازد، از فتنه هاي باطل كننده دين و دنيا در امان خواهد بود».

سخن در باب وجوب اداي چنين حقوقي اين نيست كه امام زمان ( عليه السلام ) چه بهره اي از آن مي برد، بلكه سخن از اين است كه شيعه حق شناس، در راستاي حفظ دين و ايمان خويش، چه منفعتي برايش حاصل مي آيد.

دل نوشته ای به امام زمان (عج)

               

دل نوشته ای به امام زمان علیه السلام .. :: یا صاحب الزمان رمز ظهور تو ترک گناه و یکدلی و دعای ماست .. سلام مولای من، سلام معشوق عالمیان، سلام انتظار منتظران  .. می‌خواهم از جور زمانه بگویم ، می‌خواهم بگویم و بنویسم از فسادی که جهان را چون پرده‌ای فراگرفته اما زمان فرصتی است اندک و انسان آدمی است ناتوان. پس ذره‌ای از درد دلم را به زبان می آورم تا بدانی چقدر دلگیر و خسته‌ام.

آغاز نامه به جهانبان جهان و جهانیان خدای هر دو جهان:

مولای من می‌دانی چند سال است انتظار می‌کشم. از وقتی سخن گفته‌ام و معنای سخن خود را فهمیده‌ام انتظارت را می‌کشم. بیا و این انتظار مرا پایان بده.

خسته‌ام از دست زمانه ، چقدر جور زمانه را تحمل کنم. چقدر ناله مظلومانه کودکان و معصومانی را که زیر ستم اند بشنوم و سکوت کنم. خودت بیا و این جهان سیاه را پایان بده. بیا و جهان را آباد کن. بیا و از آمدنت جهان را شاد کن. می‌دانی چند نوجوان هم سن و سال من آواره‌اند؟ چندین هزار کودک بی پناهند، خودت بیا و پناه بی پناهان باش.

چند پیش بود که خوابت را دیدیم گفته بودی می‌آیی و به اندازه تمام سال های نبوده ات با من حرف می زنی و به درد دل من گوش می‌دهی اما تا خواستی بگوئی کی و کجا؟، از خواب پریدم و از آن شب به بعد دیگر نمی خوابم. راستش می‌ترسم. می‌ترسم بیائی و من خواب باشم. می‌ترسم بیائی، همه تو را ببینند و تنها من از دیدنت محروم بمانم. هنوز هم می ترسم…

حس می‌کنم با این که شبهاست خواب به چشم ندارم اما در خواب غفلتم. بیا و بیدارم کن. بیا و هشیارم کن. بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن. همه به خواب سنگین جهل فرورفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی‌شنوند. خودت بیا و همه ما را از این کابوس جهانی نجات بده.

ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست مسافر من! نیستی تا ببینی مردم روز میلادت یعنی رمز عشق پاک چه می‌کنند! چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند. منتظرند تا کی بیاید و جهان را از عدل پرکند. کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان‌های تاریک و ظلمات را با نور بودنت چراغانی کنیم. بیا و ببین مردم روز آمدنت چه می‌کنند؟

روز جمعه، روز خودت، روز منتظرانت به سراغ حافظ رفتم تا با فالی دلِ شکسته و سینه‌ی زخمی‌ام را مرهمی باشم. می‌دانی چه آمد؟

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور….

نه؛ غم می‌خورم؛ غم می‌خورم بخاطر روزهایی که نبوده‌ای تا لحظات تلخ غم را کنارم باشی. غم می‌خورم به خاطر روزهایی که به یادت نبوده‌ام و با گناه شب شده‌اند. همان روزهایی که در تقویم خاطره‌ها در منجلاب گناه و زشتی با قلم جهل ثبت کرده‌ام.

بهترین روز تنها روز ظهور توست. کی می‌آید؟ کی می‌شود که با قلم عقل و راستی بر صفحه دل حک کنم و با صدای بلند فریاد بزنم و به گوش جهانیان برسانم.«بهترین روز ، روز ظهور مولاست»

با تمام جهل و مستی تصمیم گرفته‌ام دفترچه رزوگار را با پاک کنِ مهر و عطوفت پاک کنم و از اول با نام تو روزگار را آغاز کنم. هنوز در نخستین صفحات آن مانده‌ام و مطلبی برای نوشتن ندارم. تا پایان نوشتن انتظارت می‌کشم.

دیوانه مسلمانی که در روزهای انتظار هزار بار به دیوانگی‌اش ایمان می‌آورد….

نور ولایت

امام خامنه ای(مدظله) در ابتدای صحبت سه خصوصیت برجسته محرم را ذکر فرمودند :

بنابراين اخلاص، موقع‌شناسى، پاشيدن بذر يك حركت فزاينده‌ى تاريخى، از خصوصيات مهم عاشوراست.

آنچه در این میان مهم و البته جدید به نظر می رسد ، صفت پاشیدن بذر یک حرکت فزاینده ی تاریخی است ، معظم له لازمه ماندگاری و اثرگذاری حرکتهای بزرگی مانند قیام سالار شهیدان(ع) را  مقدمه سازی و یا همان بذرپاشی  می دانند فلذا از این بیان معظم له استفاده می شود که لازمه حرکت عظیم و فزاینده ای مانند ظهور نیز بذرپاشی ، زمینه سازی و آگاهی بخشی است.

هشدار مجدد ولی امر مسلمین بر داشتن بصیرت :

اگر مردمى، امتى از بصيرت برخوردار نباشند، حقايق گوناگون، كار آنها را اصلاح نخواهد كرد؛

بنابر نظر معظم له در صورتی که ما بصیرت نداشته باشیم ، خودی و غیرخودی را به دقت تشخیص ندهیم ، در تحلیل درست تحولات داخل و خارج عاجز باشیم ، حقایقی مانند شهادت طلبی ، ایثار و ... نیز اثرگذار نخواهد بود. نکته ای که در این فراز ولی امر مسلمین وجود دارد این است که ایشان نسبت به فقدان این عامل مهم هشدار دادند ، یعنی باید بگوییم که حداقل ما مخاطبان آقا در این سخنرانی در مسئله بصیرت آنچنانکه باید باشیم نیستیم و اشکالات عمده داریم ، زیرا از خصوصیات مهم معظم له این است که با واقع بینی صفات مثبت موجود را برجسته تر می کند. گمان می رود که این بحث بیشتر مربوط به تحلیل تنشهای داخلی و تمهت زنی هایی هست که نسبت به دولت مکتبی وجود دارد همچنانکه معظم له بارها مستقیم و غیرمستقیم این بحث را به اشکال مختلف بیان فرموده اند.

تببین عالی ابعاد مثبت و منفی خصوصیات توسط ولی امر مسلمین ، هشدار غیرمستقیم :

بسيج سياسى است، اما سياست‌زده نيست، سياسى‌كار نيست، جناحى نيست؛ بسيج مجاهد است، اما بى‌انضباط نيست، افراطى نيست؛ بسيج عميقاً متدين و متعبد است، اما متحجر نيست، خرافى نيست؛ بسيج بابصيرت است، اما ازخودراضى نيست؛ بسيج اهل جذب است - گفته‌ايم جذب حداكثرى - اما اهل تسامح در اصول نيست؛ بسيج غيور است، پاسدار خطوط فاصل است؛ بسيج طرفدار علم است، اما علم‌زده نيست؛ بسيج متخلق به اخلاق اسلامى است، اما رياكار نيست؛ بسيج در كار آبادكردن دنياست، اما خود اهل دنيا نيست. اين شد يك فرهنگ.

علاوه بر برخی از بزرگان دشمن هم از مدتها پیش بیداری اسلامی را پیش بینی کرده و از آن وحشت داشتند:

امروز در سرتاسر منطقه‌ى اسلامى و منطقه‌ى عربى، حركتهاى اسلامى و جوششهاى اسلامى مشاهده ميشود؛ اين همان چيزى است كه سى سال كسانى كه با حقيقت انقلاب آشنا بودند، انتظارش را داشتند و دشمنان انقلاب سى سال از تصور چنين چيزى به خود ميلرزيدند؛ واهمه و وحشت حوادثى را داشتند كه امروز اتفاق افتاده است. طراحان توطئه‌هاى عليه انقلاب اسلامى پيش‌بينى ميكردند كه يك چنين حوادثى پيش خواهد آمد؛ و پيش آمد، و اين پيش خواهد رفت و متوقف نخواهد شد.

و باز هم استمرار و تکرار بشارتهای بزرگ ، بزرگ پرچمدار عصر ظهور

همين حركتهائى كه امروز شما در دنياى غرب، در آمريكا و در اروپا مشاهده ميكنيد، نشان دهنده‌ى تغييرات عظيمى است كه آينده‌ى دنيا شاهد اين تغييرات خواهد بود.

یکی از صفات برجسته ولی امر مسلمین واقع بینی و دوری از مبالغه گویی بوده است ، براستی وقتی معظم له تحولات جاری را موجب تغییرات عظیم برای آینده ی جهان ذکر می کنند ، تغییر عظیم آن هم در وسعت جهانی چه چیزی می تواند باشد؟ پاسخ این سئوال را آقا خود در بیانات بعدی می دهند:

و ما ان‌شاءالله بر همه‌ى چالشهائى كه دشمنان به وجود مى‌آورند، غلبه خواهيم كرد و پيروز خواهيم شد و خداى متعال براى ملت ايران و در نهايت براى امت اسلامى و استقرار حقايق نورانى اسلام در عالم، اين پيروزى را مقدر فرموده است.

استقرار حقایق نورانی اسلام در سراسر جهان همان تغییرات عظیمی است که در فراز قبلی ، امام خامنه ای(مدظله) آنها را نتیجه ی حرکتهای کنونی جهان برمی شمرد ، و کیست که نداند که استقرار حقایق نورانی اسلام در سراسر جهان فقط یک چیز است و آن ظهور امام زمان(عج) و تنها در زمان حکومت آن محبوب زمین و آسمانهاست که حقایق اسلام در سراسر جهان مستقر خواهد شد.

رضایت امام از آمادگی امت

مردم در ميدان حاضرند. آماگى مردم در قضاياى گوناگون، آمادگى كامل است.

و این اول بار نیست که امام امت از مردم تعریف و تمجید می کند و از آمادگی آنها اعلام رضایت می نماید که بارها و بارها همگان شاهد این لبخند رضایت بر لبهای مبارک نائب امام زمان(عج) بوده اند و البته اخمی که ناشی از عملکرد ضعیف و بعضاً مردود برخی از خواص در جریانات چند سال گذشته و کنونی در سیمای نورانی معظم له مشهود بوده و در کلمات گهربارشان بارها نمود یافته است باشد که خواص از اخم امام به خود آیند و با اصلاح خود ، چون مردم به جریانی زلال بپیوندند.

و در آخر فرمایشات معظم له بشارتی دیگر تکرار می شود و خبر می دهد از استمرار انقلابها و سقوط شیاطین تا روزی که شوکت اسلام سراسر جهان را فرابگیرد.

اين حركتهاى اسلامى در اطراف دنياى اسلام هم بلاشك حركتهاى ماندگارى است، حركتهاى پيشرونده‌اى است. ملتها يكى پس از ديگرى بيدار ميشوند. دست‌نشاندگان استكبار، يكى پس از ديگرى از عرصه و صحنه خارج خواهند شد و ان‌شاءالله روزبه‌روز شوكت اسلام و اقتدار اسلام بيشتر خواهد شد